الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

193

الغدير ( فارسي )

بن عوف منحصر است به عبد الرحمن بن حميد بن عبد الرحمن زهرى از پدرش كه گاهى از عبد الرحمن بن عوف و زمانى مستقيما از رسول خدا ( ص ) روايت كرده است . اين سند ، باطل است و ناتمام ، زيرا با توجه به درگذشت حميد بن عبد الرحمن معلوم مىشود كه وى نه صحابى ، بلكه تابعى بوده و عبد الرحمن بن عوف را درك نكرده تا از او روايت كند . وى در سال 105 هجرى ( 1 ) به سن 73 سالگى در گذشته ، بنابر اين متولد سال 32 ه بوده است سالى كه عبد الرحمن بن عوف وفات يافته يا بفاصلهء يكسال از آن . به همين سبب ابن حجر روايت حميد از عمر و عثمان را منقطع مىداند ( 2 ) و عثمان پس از عبد الرحمن بن عوف در گذشته است و طبعا روايت وى از عبد الرحمن بن عوف منقطع خواهد بود . بنابر اين ، اين سند صحيح نيست . پس طريق روايت منحصر مىشود به شخص سعيد بن زيد كه خود را از « عشرهء مبشره » شمرده است و آن را در دورهء معاويه در كوفه روايت كرده است - و اين را در صدر روايت ديديم - و اين حديث از وى تا آن زمان شنيده نشده است و هيچكس پيش از آن از وى نقل ننموده و فقط در آن زمان كه دورهء تبهكارى و جعل حديث و تبليغات سوء بوده به زبان آورده است . كسى از اين صحابى نپرسيد كه چه سرى در كارش بوده كه آن حديث را مكتوم داشته و نقل نكرده و گذاشته تا زمان معاويه ، و هيچ از آن دورهء خلفاى راشدين ياد ننموده است در آن دوره كه ايشان و ديگر اصحاب سخت نيازمند چنين روايتى بوده‌اند تا موضع خويش محكم سازند و آن را حجت آورند و در اقناع منطقى ديگران به كار گيرند و از خونريزىها جلوگيرى نمايند و بسيار حقوق را كه در آن سالهاى پر كشمكش و خونين پايمال گشته محفوظ و در امان دارند ؟ ! پندارى اين حديث روزى كه معاويه بر تخت سلطنت نشسته و رژيم تباهش را بر مسلمانان تحميل كرده به سعيد بن زيد الهام گشته است نه اين كه آن را ده‌ها سال پيش از پيامبر گرامى ( ص ) شنيده باشد . گمان قوى مىبرم كه سعيد بن زيد هنگامى كه نتوانست حملات و دشنامهاى

--> ( 1 ) - اين تاريخ وفات را احمد حنبل و فلاس و حربى و ابن ابى عاصم و ابن خياط و ابن سفيان و ابن معين تعيين كرده‌اند . ( 2 ) - تهذيب التهذيب 3 / 46 .